عملیات سایبری
زندگی زیباست اما شهادت زیباتر
                                    
درباره وبلاگ


نويسندگان
آمار وبلاگ
  • کل بازديد : 218987
  • تاريخ ايجاد وبلاگ :دوشنبه 16 فروردین 1389 
  • تعداد کل نظرات : 130
  • تعداد کل پست ها : 606
  • آخرين بروز رساني : سه شنبه 21 خرداد 1392 

کدبنر سایت یزد آوا
یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313

اگر چه مفهوم کار کردن و ساختن، در نهاد و فطرت آدمى ریشه دارد، و مورد توصیه عقل است، ولى با این حال، خداوند و انبیا و اولیاى الهى براى تأکید بیشتر و غفلت زدایى از وجود انسان ها، پیوسته انسان ها را به کار و کوشش فرا خوانده و تشویق کرده اند. از همین روست که قرآن مى فرماید: «آدمى را جز حاصل کارش بهره اى نیست».

بر اساس آنچه در قرآن، عهدین و کتاب هاى تاریخى آمده است، بیشتر پیامبران به کارهایى چون: کشاورزى، زره سازى، نجارى و تجارت و... اشتغال داشته اند. حضرت ابراهیم و اسماعیل «علیهم السلام» به دست خویش، خانه کعبه را بنا نهادند. حضرت نوح «علیه السلام» کشتى ساخت. حضرت موسى «علیه السلام» چوپانى کرد. حضرت عیسى «علیه السلام» طبابت مى کرد، حضرت داوود «علیه السلام» زره مى ساخت و حضرت محمد «صلى الله علیه و آله» به چوپانى و تجارت مى پرداخت.

پیامبر اسلام «صلى الله علیه و آله» آنگاه که ویژگى هاى انسان مؤمن را براى حضرت على «علیه السلام» توصیف مى کند، با اشاره به وصف پرکارى مى فرماید: «اى على! پرکارى از صفات مؤمن است». همچنین آن حضرت مى فرماید: «دوست دارم که شخص براى تأمین مخارج خود، از حرارت آفتاب آزار ببیند».

امروزه جامعه شناسان نیز به اهمیت و ارزش کار توجه کرده و هر یک به نوعى آن رامورد تأیید و تأکید قرار داده اند.








یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313

کار، جوهر آدمى است. با کارکردن، استعدادها و ظرفیت هاى وجودى انسان شکوفا مى شود. تمدن هاى عظیم بشرى نیز با همه تنوع و تفاوتشان، حاصل کار و تلاش بى امان و خستگى ناپذیر آدمیان است. بنابراین، کار را مى توان از دو جنبه بررسى کرد: نخست، از جنبه شخصى و تأثیرهایى که بر روان و جسم فرد مى گذارد و دیگر، از جنبه اجتماعى و اثرپذیرى متقابل فرد و جامعه. کار ممکن است تأثیر مثبت یا منفى بر جسم و جان انسان بگذارد و مى تواند به فرد منزلت اجتماعى ببخشد و توازن را میان فرد انسانى و جامعه برقرار سازد. اگر چه تنها کار و فعالیت جسمى مصداق انحصارى کار نیست و در مواردى کار فکرى و طرح و برنامه و... نیز کار قلمداد شده و یا مهم تر از کار جسمانى به شمار مى رود.








یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313

در حال حاضر تنها شش کمپانی رسانه‌ای وجود دارد که تمامی آن‌ها اخبار خود را از دو خبرگزاری رویترز و آسوشیتدپرس تامین می‌کنند که هر دو آنها نیز تحت مالکیت خانواده یهودی و مشهور "روچیلد" قرار دارند.

به گزارش شبکه ایران، پایگاه خبری "رنس" طی گزارشی با عنوان "چیرگی رسانه‌های صهیونیستی" به بررسی نفوذ محافل صهیونیستی بر رسانه‌های غالب جهانی پرداخته است.

این گزارش با بیان این که طی دهه‌های پیش، بیش از 88 کمپانی رسانه‌ای وجود داشته است، می‌نویسد: امروز تنها شش کمپانی رسانه‌ای وجود دارد که تمامی آن‌ها اخبار خود را از خبرگزاری "رویترز" و "آسوشیتدپرس" تامین می‌کنند. این در حالی است که در عرض 20 سال اخیر سهام آسوشیتدپرس از سوی رویترز خریداری شده است و خبرگزاری رویترز نیز از سال 1851 تحت مالکیت خاندان یهودی و مشهور "روچیلد" است.

گزارش رنس در ادامه به انتشار اطلاعات جمع‌آوری شده در رابطه با رسانه‌های غالب جهانی و ارتباط آن‌ها با شرکت‌ها و محافل صهیونیستی پرداخته است:

شرکت "جنرال الکتریک"

این شرکت در انتخابات سال 2000 میلادی، 1.1 میلیون دلار به ستاد تبلیغاتی جورج بوش کمک کرد.

شبکه‌های تلویزیونی تحت مالکیت جنرال الکتریک عبارتند از:

- شبکه "ان‌بی‌سی": شامل 13 ایستگاه تلویزیونی است و 28 درصد از خانواده‌های آمریکایی را پوشش می‌دهد.

- شبکه‌های تجاری "سی‌ان‌بی‌سی"

- شبکه‌های خبری 24 ساعته اینترنتی و کابلی "MSNBC" که تحت مالکیت مشترک "مایکروسافت" و ان‌بی‌سی قرار دارد.

- شبکه "Court TV" که جنرال الکتریک با شرکت "تایم وارنر" در مالکیت آن سهیم است.

- شبکه "براوو" که 50 درصد از آن تحت مالکیت جنرال الکتریک است.

- شبکه "A&D" که 25 درصد از آن تحت مالکیت جنرال الکتریک است.

- شبکه "هیستوری چنل" که 25 درصد از آن تحت مالکیت جنرال الکتریک است.

لازم به ذکر است که شرکت مایکروسافت که در مالکیت شبکه‌های خبری "ام‌اس‌ان‌بی‌سی" سهیم است، نیز در انتخابات سال 2000 میلادی، 2.4 میلیون دلار به ستاد انتخاباتی جورج بوش کمک کرده بود.

جنرال الکتریک دارایی‌های دیگری همچون "کانسیومر الکترونیکز" نیز دارد که در زمینه تولید توربین‌های رآکتورهای هسته‌ای، تولید ادوات نظامی، تولید سیستم‌های حمل و نقل و ... فعالیت می‌کنند.

کمپانی‌های "دیزنی"، "ای‌بی‌سی" و "سی‌ای‌پی"

این کمپانی‌ها در انتخابات سال 2000 میلادی، 640 هزار دلار به ستاد انتخاباتی جورج بوش کمک کردند.

اما شبکه‌های تلویزیونی تحت مالیکت این گروه:

- شبکه "ای‌بی‌سی": شامل 10 ایستگاه تلویزیونی که 24 درصد از خانواده‌های آمریکایی را در بر می‌گیرد.

- شبکه‌های "ASPN"، "Lifetime Television"، "دیزنی چنل"، "دیزنی تلویژن"، "TouchStone Television"

از دیگر رسانه‌های تحت اختیار این گروه می‌توان به موارد زیر اشاره کرد:

- شرکت‌های سینمایی: "Miramax" و "TouchStone Pictures".

- نشریات: "Jane"، "Los Angeles Magazine"، "W" و "Discover".

- سه شرکت تولید موسیقی و 11 روزنامه برجسته محلی.

- انتشارات "Hyperion book publishers".

- موتور جستجوی اینترنتی "اینفوسیک".

گروه دیزنی، ای‌بی‌سی و ای‌اس‌پی همچنین در بخش‌های گاز و نفت نیز سهام‌های عمده‌ای را در اختیار دارد.

کمپانی‌های بین‌المللی "وستینگ‌هاوس" و "سی‌بی‌اس"

شرکت "وستینگ‌هاوس الکتریک" بخشی از گروه تجاری ابزار هسته‌ای بریتانیا است که رییس هیئت مدیره آن نیز کسی نیست جز " فرانک کارلوچی" وزیر دفاع آمریکا در دوران ریاست جمهوری جیمی کارتر و رونالد ریگان؛ وی همچنین عضو بنیاد "پروژه قرن نوین آمریکا" است و پیش از نیز رییس هیئت مدیره "شورای سیاست خاورمیانه‌ای" آمریکا بوده است.

شبکه‌های تلویزیونی تحت مالکیت وستینگ‌هاوس و سی‌بی‌اس عبارتند از:

- شبکه سی‌بی‌اس: شامل 14 ایستگاه تلویزیونی و دارای بیش از 200 شبکه همکار در ایالات متحده آمریکا؛

- شبکه‌های تلویزیونی "Country Music Television"، "The Nashville Network" و دو شبکه ورزشی

- گروه ارتباطات ماهواره‌ای "W"

کمپانی وستینگ‌هاوس همچنین شرکت‌های دیگری را نیز تحت مالکیت دارد که اکثر آن‌ها در زمینه صنعت برق هسته‌ای فعالیت می‌کنند.

کمپانی بین‌المللی "ویاکام اینترنشنال"

شبکه‌های تلویزیونی تحت مالیکت این کمپانی عبارتند از:

- شرکت سینمایی "Paramount Television"، "Spelling Television"، "ام‌تی‌وی"، "VH-1"، "شو تایم"، "Movie Channel"، "یوپی‌ان"، "Nickelodeon"، فلیکس"، "کمدی سنترال"، "Sundance Channel"

همچنین این کمپانی مالیکت 20 ایستگاه تلویزیونی تجاری را در آمریکا بر عهده دارد.

اما دیگر رسانه‌های تحت مالیکت ویاکام اینترنشنال عبارتند از:

- "پارامونت پیکچرز"، "Paramount Home Video"، "Blockbuster Video"، "Paramount Parks" و انتشارات "Simon & Schuster"

کمپانی "TIME-WARNER TBS ­ AOL"

این کمپانی در انتخابات سال 2000 میلادی،‌1.6 میلیون دلار به ستاد انتخاباتی جورج بوش کمک مالی کرده بود.

لازم به ذکر است که شرکت "امریکا آنلاین" (AOL) مالکیت "تایم وارنر" را در اختیار گرفته است.

اما تعدادی از شبکه‌های تلویزیونی تحت مالیکت این کمپانی عبارتند از:

- شبکه "سی‌ان‌ان"، " HBO"، "Cinemax"، "Warner Brothers Television"، " سگا چنل"، "تی‌ان‌تی" و ...

این کمپانی همچنین با داشتن حدود 13 میلیون مشترک به عنوان بزرگترین دارنده سیستم‌های کابلی در آمریکا شناخته می‌شود.
این کمپانی رسانه‌های بسیار زیادی را در اختیار دارد که از جمله آن‌ها می‌توان به شرکت‌های سینمایی "نیولاین سینما"، "Warner Home Video"، "هانا- باربارا"، شرکت‌های تولید موسیقی همچون "وارنر براس"، "ساب پاپ" (بزرگترین شرکت موسیقی جهان) و 33 نشریه مختلف همچون "تایم" اشاره کرد.


کمپانی "نیوز کورپوریشن ال‌تی‌دی" و "فاکس نیتورکز"

شبکه‌های تلویزیونی تحت مالیکت این گروه:

- "Fox Television" که شامل 22 ایستگاه تلویزیونی است و 50 درصد از خانواده‌های آمریکایی را پوشش می‌دهد.

- شبکه "گلف چنل".

این کمپانی نیز رسانه‌های مختلفی را در اختیار دارد که در ادامه به بخشی از آن‌ها اشاره می‌شود:

- 132 روزنامه که تنها 113 عدد از آن‌ها در اتریش به چاپ می‌رسند. از جمله نشریات تحت اختیار این کمپانی می‌توان به "نیویورک پست" و "لاندن تایمز" اشاره کرد.

- 25 مجله که مجله "ویکلی استاندارد" نیز از جمله آن‌ها است.

این کمپانی نیز دارایی‌های گوناگونی همچون خطوط هوایی "انست" در نیوزیلند و استرالیا، را در مالکیت دارد.
 







یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
آيت‌الله بهجت در بخشي از بيانات خود در خصوص زيارت ائمه اطهار (ع) گفته است: اذن دخول حضرت سيدالشهداء ‌(ع) «گريه» است، اگر اشك آمد، امام حسين (ع) اذن دخول داده‌اند و وارد شويد.

به گزارش فارس، مرحوم آيت‌الله بهجت درباره زيارت ائمه معصومين به‌خصوص ويژگي‌هاي امام رضا (ع) مي‌گويد: زيارت شما قلبي باشد. در موقع ورود، اذن دخول بخواهيد، اگر حال داشتيد به حرم برويد. هنگامي كه از حضرت رضا (ع) اذن دخول مي‌طلبيد و مي‌گوييد: «أأدخل يا حجةالله: اي حجت خدا! آيا وارد شوم؟»

اين عالم رباني در ادامه گفتار خود با بيان اينكه پس از طلب اجازه ورود به قلب خود مراجعه كنيد، مي‌گويد: تحولي در آن به وجود آمده و تغيير يافته است يا نه؟ اگر تغيير حال و تحول در شما بود، حضرت به شما اجازه داده است. اذن دخول حضرت سيدالشهداء (ع) گريه است، اگر اشك آمد امام حسين (ع) اذن دخول داده‌اند و وارد شويد.

وي افزود: اگر حال داشتيد، به حرم وارد شويد. اگر هيچ تغييري در دل شما به وجود نيامد و ديديد حالتان مساعد نيست، بهتر است به كار مستحبي ديگري بپردازيد. سه روز، روزه بگيريد و غسل كنيد و بعد به حرم برويد و دوباره از حضرت اجازه ورود بخواهيد.

آيت‌الله بهجت با بيان اينكه زيارت امام رضا (ع) از زيارت امام حسين (ع) بالاتر است، گفت: بسياري از مسلمانان به زيارت امام حسين (ع) مي‌روند، اما تنها شيعيان اثني‌عشري به زيارت حضرت امام رضا (ع) مي‌آيند. بسياري از حضرت رضا (ع) سئوال كردند و خواستند و جواب شنيدند، در نجف، در كربلا، در مشهد مقدس، كسي مادرش را به كول مي‌گرفت و به حرم مي‌برد، چيزهاي عجيبي را مي‌ديد.

وي در خصوص شفا گرفتن از امام رضا (ع) گفت: يكي از معاودين عراقي، غده‎اي داشت و مي‎بايستي مورد عمل جراحي قرار مي‌گرفت. خطرناك بود، از آقا امام رضا (ع) خواست او را شفا بدهد. شب، حضرت معصومه (س) را در خواب ديد كه به وي فرمود: «غده خوب مي‌شود. احتياج به عمل ندارد»، ارتباط خواهر و برادر را ببينيد كه شخص از برادر حاجت خواسته، خواهر جوابش را داده است.

اين عالم رباني، همه زيارتنامه‎ها را مورد تأييد مي‌خواند و به خواندن زيارت جامعه كبيره سفارش كرده و مي‌گويد: زيارت امين‌الله مهم است. با زبان قلب خود بخوانيد. لازم نيست حوائج خود را در محضر امام (ع) بشمريد. حضرت خود مي‎دانند. در دعاها مبالغه نكنيد! زيارت قلبي باشد. امام رضا (ع) به كسي فرمودند: «از بعضي گريه‎ها ناراحت هستم».

آيت‌الله بهجت به حادثه بمب‌گذاري در حرم مطهر حضرت رضا (ع) اشاره كرد و افزود: پس از اين حادثه، امام رضا به خواب كسي آمدند و در سئوال آن شخص كه از حضرت پرسيد «در آن زمان شما كجا بوديد؟» فرمودند: «كربلا بودم». اين جمله دو معني دارد: معني اول اينكه حضرت رضا (ع) آن روز به كربلا رفته بودند. معني دوم يعني اين حادثه در كربلا هم تكرار شده است. دشمنان به صحن امام حسين (ع) ريختند و ضريح را خراب كردند و در آنجا آتش روشن كردند!

وي در ادامه به برخي ديگر از كرامات حضرت رضا (ع) اشاره كرد و گفت: كسي در رؤيا ديد كه به حرم حضرت رضا (ع) مشرف شده است و متوجه شد كه گنبد حرم شكافته شد و حضرت عيسي و حضرت مريم از آنجا وارد حرم شدند. تختي گذاشتند و آن دو بر آن نشستند و حضرت رضا (ع) را زيارت كردند.

اين عالم رباني ادامه داد: روز بعد آن شخص در بيداري به حرم مشرف شد. ناگهان متوجه شد حرم كاملاً خلوت است. حضرت عيسي و حضرت مريم از گنبد وارد حرم شدند و بر تختي نشستند و حضرت رضا (ع) را زيارت كردند. زيارتنامه مي‌خواندند. همين زيارتنامه معمولي را مي‌خواندند! پس از خواندن زيارتنامه از همان بالاي گنبد برگشتند. دوباره وضع عادي شد و قيل و قال شروع شد. حال آيا حضرت رضا (ع) وفات كرده است؟

آيت‌الله بهجت در پايان تصريح كرد: عمل كنيم به هرچه مي‌دانيم. احتياط كنيم در آنچه خوب نمي‌دانيم. با عصاي احتياط حركت كنيم.








یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
"باباخانف" فعال آذربايجانى در زمينه امور مذهبى از تخريب سومين مسجد شيعيان كشور آذربايجان خبر داد و گفت: مأموران دولتى و نيروهاى وابسته به وزارت امور دينى آذربايجان اعلام كرده‏اند كه قصد دارند طى چند روز آينده مسجد "حضرت فاطمه زهرا(س)" را تخريب كرده و در جاى آن ورزشگاه بسازند.

اين فعال آذربايجانى در ادامه گفت: پيش از اين، طى چند ماه اخير نيز دو مسجد شيعى ديگر كه يكى مسجد "حضرت محمد(ص)" نام داشت، تخريب شده‌اند. بهانه دولت براى تخريب مساجد شيعيان قديمى بودن و عدم بازسازى آن‏ها بوده است. يكى از اين مساجد نيز به بهانه نداشتن مجوز ساخت تخريب شد. به نظر مى‏رسد تحريك‏كننده دولت براى تخريب اين مساجد، حزب "آذربايجان نو" است.

"باباخانف" همچنين افزود: سال 2009 ميلادى از سوى سازمان جهانى يونسكو، به عنوان پايتخت فرهنگى جهان اسلام معرفى شده است. ما انتظار داشتيم دولت آذربايجان حداقل امسال به بهانه عنوان پايتختى جهان اسلام، اقداماتى در مسير ارتقاى فرهنگ اسلامى انجام دهد اما متأسفانه نه‏تنها چنين نشد بلكه مى‏بينيم كه مساجد موجود نيز تخريب مى‏شوند.
 







یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
ایسنا: يكي ازاسقف‌هاي نروژي آلمان تبار به سوء استفاده جنسي از كودكان خردسال اعتراف كرد.

جورج مولر 58 ساله كه يكي از اسقف‌هاي نروژي آلماني تبار است، اعتراف كرد، از كودكان خردسال سوءاستفاده‌ي جنسي كرده است.

علاوه بر اين كليساي كاتوليك نروژ اعلام كرد كه جورج مولر حدود 20 سال پيش، از يك خادم كليسا سوءاستفاده‌ي جنسي كرده است.

به گزارش خبرگزاري فرانسه، كليساي نروژ اكنون در پي اين اعترافات در شك به سر مي‌برد.

اين سوءاستفاده‌ها علت اصلي استعفاي پيش از موعد اسقف تروندهايم، طي سال‌هاي گذشته بوده است.

اين در حالي است كه دليل استعفاي پيش از موعد وي، ‌نارضايتي مولر ازسبك زندگي مردم تروندهايم عنوان شده بود.

مولر كه اصالتا اهل شهر آيفل است زماني كه يك كشيش ساده بوده است به چنين اقداماتي مبادرت ورزيده بود.

علاوه بر اين به گزارش پايگاه خبري دي ولت آلمان، شوراي رسمي اسقف‌هاي آلمان از يكي از اسقف‌هاي آووسبورگ در مورد انتقادات وارده بر وي مبني بر سوء استفاده جنسي از كودكان توضيح خواست.

به اين ترتيب از والتر ميكسا اسقف آووسبورگ انتقاد شده است كه زماني كه كشيش شهر شرونبهائوزن در ايالت بايرن بوده است اقدام به ضرب و شتم شديد كودكان نموده است.

اين درحالي است كه ميكسا ضمن رد انتقادات وارد شده، گفت: افرادي كه ادعا مي‌كنند ازمن كتك خورده‌اند من را به ياد نمي آورند، من نيز چيزي در اين مورد به ياد نمي آورم.
 







یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
به رغم اينکه خداوند متعال در قرآن کريم به صورت صريح هرگونه ازدواج با محارم را حرام اعلام کرده، اما همانند اين حادثه جنجال برانگيز، در گذشته به ويژه در چند سال اخير در کشورهاي مختلف عربي نيز رخ داده بود.

به گزارش شيعه آنلاين، پس از اينکه طي چند سال اخير "زنا با محارم" و "تجاوز به محارم" خطراتي بودند که بنيان خانواده در جهان عرب را تهديد مي‌کردند، اکنون جديدترين خطري که مانند بمب جوامع عربي را در معرض خطر سقوط قرار داده و آن را به شدت تهديد مي‌کند، "ازدواج با محارم" است.

اين خبري است که اخيرا رسانه‌هاي عربي آن را فاش کرده‌ و منتشر نموده‌اند. جديدترين نمونه از اين دسته ازدواج‌ها هفته گذشته صورت گرفت، بطوري که پيرمردي با يکي از نوه هاي دختري خود ازدواج کرد. اين اقدام مانند يک بمب خبري در رسانه‌هاي عربي منفجر شد زيرا نه تنها مخالف تعاليم و احکام شريعت اسلامي بوده بلکه حتي قوانين، عادت و تقاليد کشورهاي مختلف عربي را نيز زير پا گذاشته است.

در همين راستا شبکه ماهواره‌اي «المحور» طي خبري در اين باره چنين اعلام کرد: «شبرا» دختر جوان 15 ساله‌اي است که در منطقه‌اي در شمال قاهره پايتخت مصر زندگي مي‌کند. او اخيرا با برادر پدربزرگ مادريش (عموي مادرش) که 40 سال سن دارد، ازدواج کرده است.

در گذشته برخي اخبار در جهان عرب منتشر مي‌شد که نسبت به ازدواج برخي دختران کم سن و سال با مردان پير اعتراض مي‌کردند، اما نکته تعجب برانگيز در ازدواج «شبرا» با عموي مادرش اين است که با رضايت کامل طرفين صورت گرفته زيرا اين دو از مدت‌ها پيش با يکديگر رابطه‌اي محرمانه داشته‌اند.

البته اين ازدواج به رغم رضايت طرفين، اما به دور از ديدگان پدر و مادر دختر انجام گرفت از همين رو آنان پس از اطلاع يافتن از موضوع نزد پليس رفته و پدربزرگ «شبرا» و همسر جديدش شکايت کردند زيرا معتقدند که او دختر بچه‌اي بيش نيست و فريب پدربزرگ را خورده است. نيروهاي پليس نيز فورا «شبرا» و پدربزرگ و همسرش را بازداشت کردند اما تا زمان برگزار دادگاه هر سه نفر آزاد شدند. پيش بيني مي‌شود که حکم طلاق اين دو نفر از سوي دادگاه اعلام شود و نيز پدربزرگ و همسر اين دختر جوان فريب خورده بازداشت شوند.

در پايان گفتني است به رغم اينکه خداوند متعال در قرآن کريم به صورت صريح هرگونه ازدواج با محارم را حرام اعلام کرده، اما همانند اين حادثه جنجال برانگيز، در گذشته به ويژه در چند سال اخير در کشورهاي مختلف عربي نيز رخ داده بود و از همين رو مي‌توان گفت چنين ازدواج‌هايي به خطري واقعي و تهديد کننده بنيان خانواده در جوامع عربي تبديل شده است.
 







یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
به گزارش شیعه آنلاین، طی دو سال گذشته هر از چند گاهی خبری در مورد اقدامات ضد شیعی انجام شده در کشور کویت توسط رسانه‌های مختلف جهان عرب منتشر شده است، اما هر بار دولت یا مسئولان ذیربط در این کشور با هدف پیشگیری از وقوع هرگونه درگیری طایفه‌ای و مذهبی، با هر راه و یا به هر وسیله ممکن مشکل را حل کرده و جنجال به وجود آمده را پایان داده است.

با توجه به عدم برخورد قاطع و دفعات زیاد تکرار اینگونه رفتارها و اقدامات ضدشیعی، اکنون این پرسش مطرح می‌شود که آیا کویت به دنبال ایجاد جنگ شیعی – سنی است؟ يا شايد اين گونه اقدامات مقدمه اي است براي اخراج شيعيان از اين کشور.

در اینجا با هدف روشن تر شدن موضوع، به تعدادی از اقدامات ضد شیعی انجام شده در کویت طی دو سال گذشته به ترتیب زمانی، اشاره می‌کنیم:

1) دستگیری برخی چهره‌های سرشناس و تعدادی از نمایندگان شیعه پارلمان کویت، به اتهام حضور در مراسم بزرگداشت شهید «عماد مغنیه». از جمله چهره های دینی سرشناس شیعیان کویت به این بهانه، حجةالإسلام و المسلمین شیخ «حسین معتوق» بوده است.

2) بازداشت یک شهروند جوان شیعه به دلایل ناشناس توسط نیروهای دستگاه اطلاعاتی و امنیتی کشور کویت. البته دولت کویت با هدف توجیه بازداشت این جوان، اعلام کرد که وی به دو خلیفه اهل سنت اهانت کرده است.

3) توزیع کتاب ضدشیعی فتنه‏انگیز «علی محمد الصلابی» درباره اميرالمؤمنين علي بن أبي‏طالب، که باعث خشم و غضب شدید شیعیان این کشور شد. وی در این کتاب که با عنوان منحرف ‏کننده "درخشان‏ترین مطالب درباره حیات امیرالمومنین" چاپ شده، شیعیان را گمراه و رافضی خوانده است.

4) دیگر اقدام ضد شیعی انجام شده طی این مدت انفجار در حسینیه شیعیان کویت بوده است. این انفجار به زخمی شدن تعدادی از عزاداران امام حسین(ع) منجر گردید. در پی وقوع این انفجار، وزارت کشور کویت فورا با هدف جلوگیری از وقوع هرگونه درگیری طایفه‌ای آن را انفجاری غیرتروریستی اعلام کرد در حالی که تمام شواهد دال بر تروریستی بودن آن بود.

5) اخراج سید «محمدباقر فالی» روحانی ایرانی تبار از کشور کویت به اتهام اهانت به دو خلیفه اهل سنت. در پی اخراج وی، روزنامه‌های کویتی حامی دولت کویت با هدف توجیه این اقدام "فالی" را بمب متحرک ایران نامیدند. این در حالیست که وی هیچ گونه فعالیت سیاسی ندارد و طی دو دهه گذشته تنها با هدف سخنرانی مذهبی برای شیعیان، به کشور کویت سفر کرده است.

6) صدور فتوایی توسط وهابییون کویت مبنی بر حرام بودن داد و ستد و انجام هرگونه تجارت با شیعیان. این فتوا توسط تعدادی از مفتیان وهابی کشور کویت بر بالای منبر مساجد مختلف این کشور اعلام شد. درپی خشم شیعیان از صدور چنین فتوایی، نیروهای امنیتی تحقیقاتی در این زمینه را آغاز کردند اما هیچگاه نتیجه آن تحقیقات اعلام نشد.

7) دیگر اقدام ضد شیعی می توان به اظهارات «محمد هایف» نماینده افراطی مجلس کویت اشاره کرد. زیارت و طواف پیرامون قبور برای دستیابی به حاجات را شرک دانشت و گفت: کسانی که این عقاید را گسترش می‏دهند و بدان اعتقاد دارند از دین اسلام خارجند او همچنین از وزارت اوقاف کویت خواست تا به زعم خود از گسترش اینونه عقاید گمراه جلوگیری کرده و در مقابل گسترش این بدعت بایستد.

8) توهین مجله کویتی «فرقان» به روحانیت شیعه و عمامه پیامبر (ص) دیگر اقدام انجام شده است. شیعیان معترض خواستار محاکمه فوری توهین کننده و توقیف این مجله شدند اما هیچ اقدام جدی در برابر آن گرفته نشد.

9) پس از آن ورود علمای شیعه به کویت ممنوع شد. در پی صدور چنین قانونی از سوی دولت، «فيصل دويسان» نماينده مجلس این کشور با بيان اينكه عده‏اي متعصب که با وزارت كشور مرتبط هستند، با ايجاد محدوديت براي شيعيان در كويت از ورود علماي شيعه به داخل كويت ممانعت نموده و آنها را در مرزهاي اين كشور نگاه مي‏دارند، افزود: اين کار بر خلاف قانون سال 1962 است كه آزادي را حق عموم مي‌داند.

10) «معصومه مبارک» نماینده شیعه مجلس کویت با دریافت نامه‌ای تهدید آمیز، از سوی افراد ناشناس به قتل تهدید شد. وی در این نامه به تبلیغ مذهب شیعه و ساخت حسینیه برای شیعیان کویت متهم شد.

11) اسائه ادب یک شبکه تلویزیونی کویتی به اهل بیت عصمت و طهارت(ع). این شبکه موضوع مظلومیت و عصمت حضرت زهرا(س) را بی اساس خواند. شیعیان خشمگین نیز اعلام کردند اگر این شبکه عذرخواهی و عوامل این برنامه را مجازات نکند، اقدامات شدیدتری انجام می‌دهند.

12) منع انتشار کتاب شیعی «نبوغ امام علی(ع)» در کویت دیگر اقدام انجام شده طی این مدت در کشور کویت بوده است. در همین راستا سید «محمدباقر مهری» از چهره‌های سرشناس شیعیان کویت و وکیل تعدادی از مراجع تقلید در این کشور، ضمن انتقاد شدید از منع انتشار این کتاب، گفت: منع چاپ و انتشار این کتاب از جنایات بزرگ است و اهانتی به حضرت علی(ع) به شمار می‌رود.

13) حمله به عاشورای حسینی با شعار «عاشورا روز شادی و سرور است». این کار در ماه محرم الحرام و در آستانه عاشورا توسط مؤسسه "ذکر" که ریاست آن را فردی وهابی برعهده دارد، انجام شد. وی تعداد زیادی بنر و پوستر در تابلوهای شهرهای این کشور نصب کرد و موجب ناراحتی و خشم شدید شیعیان این کشور شد.

14) مخالفت «ولید طباطبایی» نماینده وهابی پارلمان کویت با افتتاح کنسولگری این کشور در مشهد نیز از اقدامات اخیر انجام شده بوده است. وی پس از اعلام مخالفت خود با این کار، طی اظهاراتی با ابراز تعجب پرسید: چگونه ممکن است که کمیته مسائل خارجی با افتتاح یک کنسولگری در شمال شرقی ایران، روابط کویت با این کشور را بهبود ببخشد؟!

15) محکومیت آیت الله سید «محمدباقر مهری» روحاني سرشناس شيعیان و نماینده برخی مراجع تقلید در کویت به اتهام توهين به ابن‌تيميه توسط دادگاه جزایی کویت. وی به پرداخت پنج‏ هزار دينار جريمه نقدي محكوم شد.‏

16) وحشت نمایندگان کویتي از مفاتیح‌الجنان نیز خبری بود که اخیرا توسط رسانه‌ها اعلام شد. در همین راستا یک روزنامه کویتی از بگومگوی شدید نمایندگان مجلس این کشور با وزیر معارف و وزیر دارایی درباره چگونگی ورود کتاب «مفاتیح‌الجنان» به کویت خبر دادند.

17) اهانت به زائران عتبات عالیات در مرز بین عراق و کویت را تقریبا می‌توان جدیدترین اقدام ضد شیعی انجام شده در این کشور دانست. گفتنی است تعداد زیادی از زائران كويتي پس از بازگشت از زيارت عتبات عاليات در عراق در ورودي كويت در گذرگاه العبدلي با توهين نيروهاي گمركي مواجه شدند.
 







به گزارش شیعه آنلاین، يک خواننده معروف زن در کويت اخيرا با اجراي يک آهنگ صهيونيستي خشم مسلمانان کويت را بر انگيخته است.

يک خواننده زن کويتي اخيرا با اجراي آهنگ معروف اسراييلي به نام «هاوا ناگيلا» خشم مسلمانان کويت را برانگيخته است.

اين خواننده 28 ساله که با نام هنري «إما» فعاليت مي کند، به خاطر اجراي اين آهنگ به ترويج عقايد صهيونيسم و موافقت با سياست هاي اسراييل متهم شده است.

«إما» در مصاحبه اي ضمن رد کردن هر گونه انگيزه سياسي و صهيونيستي در اجراي اين آهنگ ادعا کرد: "در فرانسه آهنگي به همين نام توسط «داليلدا» اجرا شد و اين حرکت من تنها دنباله روي از نمونه اجرا شده او بود."

او همچنين گفت: "غزليات به کار رفته در اين ترانه يهودي مضموني ساده داشته و تنها ديگران را دعوت به شادي و خوشي مي کند."

گفتني است هاوا ناگيلا (در  زبان عبري: הבה נגילה به معناي: بيايد شادي کنيم) ترانه مشهور فولکوريک اسرائيلي است که بيشتر در مراسم شادي يهوديان غيرمذهبي از جمله در مراسم حانوکا و ديگر جشن‌هاي مذهبي و غيرمذهبي اجرا مي‌شود.








   يك منبع آگاه فلسطيني از افزايش تماس‌هاي عربي و اسلامي براي اثبات جعلي بودن روايت صهيونيست‌ها از معبد خراب خبر داد.
به گزارش فارس به نقل از روزنامه قطري "الشرق "، "احمد الرويضي " وكيل و رئيس بخش قدس در تشكيلات خودگردان فلسطين از افزايش تماس‌ها ميان طرف‌هاي مسئول اسلامي و بين‌المللي براي بررسي دروغين بودن ادعاي رژيم صهيونيستي درباره زميني كه در آن كنيسه خراب را بازسازي مي‌كند، خبر داد.
وي با اشاره به اسنادي كه خانواده "البشيتي " درباره زميني كه در آن ساخت كنيسه خراب آغاز شده است، گفت: در همين راستا "احسان الدين اوغلو " دبيركل سازمان كنفرانس اسلامي و نيز وزارت امور خارجه آمريكا با تشكيلات خودگردان فلسطين تماس گرفته‌اند و موضوع بررسي اسناد ارائه شده از سوي خانواده بشيتي را مطرح كرده‌اند.
بر اساس اين اسناد، زميني كه در آن ساخت كنيسه موهوم "خراب " ادامه دارد يك زمين وقفي اسلامي است كه از زمان حاكميت عثماني‌ها در فلسطين متعلق به مسلمانان بوده و اسنادي كه در دست حكومت پادشاهي اردن هست نيز اين امر را تاييد مي‌كند.
رويضي تصريح كرد كه اين زمين پس از اشغال بيت‌المقدس در سال 1967 ميلادي و بطور مشخص در سال 1968 و همزمان با توقيف محله "الشرف "توسط اشغالگران توقيف شد.
اين وكيل فلسطيني تاكيد كرد، كارشناسان فلسطيني تلاش دارند تا با تنظيم اين پرونده دروغين بودن روايت يهوديان درباره كنيسه خراب را به همه ثابت كنند.
طبق روايات تحريف شده يهوديان پس از ساخت معبد سليمان بر كوه معبد (مكان كنوني مسجد الاقصي) مسيح آخر الزمان اين قوم ظهور خواهد كرد و آغاز ساخت اين معبد با افتتاح كنيسه‌اي به نام "خراب "ممكن خواهد بود.
طبق باور يهوديان تندرو بعد از ساخت اين كنيسه براي سومين بار و افتتاح آن، به يهوديان اجازه داده خواهد شد كه معبد سوم هيكل را كه در مكان كنوني مسجد الاقصي است را بسازند. بدين ترتيب روند تخريب گسترده قبله اول مسلمانان با افتتاح كنيسه خراب آغاز خواهد شد.
رويضي تصريح كرد كه ساخت اين كنيسه با اهداف سياسي و براي تحت‌ محاصره قرار دادن "مسجدالاقصي " دنبال مي‌شود و اين كنيسه يكي از 3 كنيسه‌اي است كه اسرائيل قصد دارد آنها را در نزديكي مسجدالاقصي احداث كند.
خانواده بشيتي پيش از اين اعلام كرده بود كه اسنادي در اختيار دارد كه بر اساس آن زميني كه در آن ساخت كنيسه خراب دنبال مي‌شود تحت مالكيت اين خانواده است و از سال 1880 بر اساس اسناد موجود تركي، اردني و حتي اسرائيلي در اختيار اين خانواده بوده است.
در همين راستا دكتر "صبحي شعيب البشيتي " گفت: خانواده وي از تاريخ 1968.4.18 كه اين زمين به بهانه استفاده عمومي از آن توسط اسرائيل توقيف شد با دولت‌هاي مختلف درگير بوده تا اين زمين را پس بگيرد اما اشغالگران از اين امر خودداري كرده‌اند.
 







یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
 وسسه میراث و موقوفات الاقصی با انتشار گزارشی موثق فاش کرد که به دلیل ساخت و سازهای بی رویه نهادهای صهیونیستی در محیط پیرامونی و زیر زمینی مسجد الاقصی، شکافی به طول هفت متر در دیواره شمالی این مسجد و مشخصا در نزدیکی باب حطه ایجاد شده است.

به گزارش خبرگزاری قدس (قدسنا) به نقل از گزارش تصویری این موسسه فلسطینی در بیت المقدس، دلیل این شکافهای طولانی ساخت و سازهایی است که ماههای اخیر توسط صهیونیستها در در منطقه مجاور باب حطه (یکی از باب های مسجدالاقصی) انجام شده است.

موسسه الاقصی در گزارش خود هشدار داده است که هر روز بر عمق و طول این شکاف ها افزوده می شود.
 







یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
يك متخصص تغذيه گفت: پوشيدن لباس‌هاي تنگ، ورزش‌هاي شديد همراه با خم و راست شدن بعد از غذا، پرخوري و بلافاصله خوابيدن بعد از غذا و روي شكم خوابيدن «ريفلاكس معده» را تشديد مي‌كند.


سعيد حسيني افزود: «ريفلاكس» عارضه‌اي جدي است كه بايد سريع درمان شود اگر اين ناراحتي براي مدتي طولاني ادامه پيدا كند، ممكن است به ناراحتي‌هايي مثل اختلال در بلع از قبيل بلع دردناك و خون‌ريزي‌هاي گوارشي ناشي از ناحيه زخم شده مري منجر شود.
وي گفت: «ريفلاكس» از عوامل اوليه و ثانويه تشكيل شده است. علل اوليه به وجود آورنده اين عارضه عبارت‌ا‌ند از سيگار كشيدن، مصرف داروهاي شل‌كننده عضلاني مثل داروهاي گشادكننده عروق قلب، داروهايي كه براي درمان آسم داده مي‌شود و علل ثانويه هم عواملي هستند كه باعث افزايش فشارهاي شكمي مي‌شوند (مثلا چاقي يا بارداري).
اين متخصص تغذيه اضافه كرد: افزايش پروژسترون به هر دليلي از جمله بارداري، مصرف داروهاي ضدبارداري يا عادت ماهانه هم از عوامل ثانويه اين مشكل هستند.
حسيني گفت: پوشيدن لباس‌هاي تنگ كه روي شكم و ناحيه كمر فشار وارد مي‌كنند، ورزش‌هاي شديد همراه با خم و راست شدن بعد از غذا، پرخوري و بلافاصله خوابيدن بعد از غذا، روي شكم خوابيدن هم از عوامل تشديد‌كننده اين عارضه محسوب مي‌شود.








یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
سخنگوي كميسيون امنيت ملي مجلس گفت: هم اكنون در حال انجام هماهنگي لازم با وزارت امور خارجه و شورايعالي امنيت ملي درباره طرح كاهش رابطه با انگليس هستيم.


كاظم جلالي سخنگوي كميسيون امنيت ملي و سياست خارجي مجلس شوراي اسلامي در گفتگو با خبرنگار پارلماني خبرگزاري فارس، با اشاره به روند رسيدگي به طرح كاهش رابطه با انگليس در كميسيون متبوعش گفت: ما در حال حاضر در آغازين روزهاي كاري مجلس قرار داريم ولي اصل كاهش رابطه با انگليس، مطالبه مجلس و نمايندگان بود كه به كميسيون ارجاع شده است.
وي افزود: پس از ارجاع طرح كاهش رابطه با انگليس به كميسيون قرار شد كه هماهنگي‌هايي با دبيرخانه شورايعالي امنيت ملي و وزارت خارجه انجام شود كه اين هماهنگي‌ها هم اكنون در حال انجام است.
سخنگوي كميسيون امنيت ملي مجلس تصريح كرد: هماهنگي‌ها از اين باب است كه بحث كاهش روابط صرفا در قالب‌ يكسري مسائل شعاري و سياسي قرار نگيرد، بلكه موضوع بايد به سمت مديريت روابط برود.
جلالي ادامه داد: اينكه مثلا سفير در انگليس نداشته و تنها كاردار در اين كشور حضور داشته باشد، مسئله‌اي صرفا داراي يك پيام سياسي است.
وي در ادامه خاطرنشان كرد: به طور مثال تعداد زيادي از بيماران براي معالجه به لندن سفر مي‌كنند و يا اينكه جمع زيادي از آقازاده‌ها در لندن مشغول درس خواندن هستند، خود اين مسائل پل‌هاي ارتباطي ايجاد مي‌كند از اين رو بايد اقدامي جامع در اين زمينه صورت گيرد و ما اميدواريم ظرف مدت كوتاه آينده اين مسئله را به جمع‌بندي رسانده و طرح كاهش رابطه با انگليس در صحن علني مطرح شود.
وي خاطر نشان كرد: هم اكنون نيز در حال انجام هماهنگي لازم در رابطه با جلسه مشترك كميسيون امنيت ملي با وزارت امور خارجه و شورايعالي امنيت ملي درباره طرح كاهش رابطه با انگليس هستيم.








یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران تاثير سوء دانشگاه‌ها آزاد بر بافت فرهنگي شهرهاي كوچك را تشريح كرد.

عباس سليمي‌نمين مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران در گفتگو با خبرنگار حوزه دانشگاه خبرگزاري فارس، در خصوص تاثير فرهنگي واحد‌هاي دانشگاه آزاد در شهرهاي كوچك، اظهار داشت: تاثيرات منفي اقدام نسنجيده و غيربرنامه‌ريزي شده ايجاد واحدهاي دانشگاهي دانشگاه آزاد در شهرهاي كوچك، يكي از تبعات عملكرد غيرقانوني و خود محورانه‌ مديريت دانشگاه آزاد است كه قطعا اين تاثيرات، در كنار تاثيرات منفي و مخرب كلان دانشگاه آزاد قابل رويت است.

وي با بيان اينكه ايجاد بدون برنامه واحدهاي دانشگاهي در شهرستان‌هاي كوچك بدون اينكه تبعات سوء جذب تعداد قابل توجهي دانشجو از نقاط ديگر كشور كه به لحاظ فرهنگي داراي شرايط متفاوتي نسبت به آن شهر هستند، بسيار زياداست، افزود: وقتي دانشگاه آزاد واحدهايي را در شهرستان‌هاي كوچك احداث مي‌كند كه عمده دانشجويان آن غيربومي هستند، بافت فرهنگي شهر را به هم مي‌خورد و تاثيرات سوئي را بر فرهنگ آن شهر مي‌گذارد.

مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران ادامه داد: وقتي يك دانشجو از شهرستان خود به يك شهرستان ديگر مي‌رود، با وارد شدن به منطقه‌اي كه او را نمي‌شناسند به نوعي احساس راحتي مي‌كند؛ در صورتي كه اگر آن دانشجو در ميان خانواده خود و شهر خود تحصيل كند ملاحظاتي دارد كه با وارد شدن به شهر ديگر آن ملاحظات را كنار مي‌گذارد.

سليمي نمين با اشاره به اينكه دانشجويي كه در يك محيط بزرگ بوده، اشتغالات مختلفي داشته و تنوع زيادي در پر كردن اوقات خود داشته است ككه با وارد شدن به يك شهر كوچك، دچار مشكلات عديده‌اي مي‌شود، تصريح كرد: طبيعي است كه در اين شرايط يكي از راه‌هايي كه در پيش روي آن دانشجو قرار مي‌گيرد كارهاي غيرفرهنگي يا رفتارهاي ناهنجار است.

وي ادامه داد: اين رفتارهاي ناهنجار كه برخي اوقات هم از جانب بعضي از اساتيدي كه متاسفانه دانشگاه آزاد به صورت ولنگار جذب كرده تشديد مي شود، موجب تشديد ناهنجاري‌ها مي‌شود و بافت فرهنگي شهر را دست‌خوش يك تغيير نابهنگام مي‌كند‌ كه در بسياري از شهرستان‌ها اين مسئله را ديده‌ايم.

مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران با اشاره به اينكه دانشگاه آزاد با حضور در شهرهاي كوچك به ناگاه يك درهم ريختگي فرهنگي در آن شهرها ايجاد مي‌كند، افزود: درهم ريختگي فرهنگي در شهرهاي كوچك تبعات بسيار زيادي دارد و موجب بي هويتي فرهنگي آن شهر مي‌شود.

سليمي نمين با بيان اينكه شهرهاي كوچك قالبا از سلامت بسيار زيادي برخوردار هستند و محيط‌‌هاي امني دارند كه به لحاظ اخلاقي و بسياري از مسائل ديگر پاك هستند، تاكيد كرد: در شهرهاي كوچك به دليل آنكه افراد همديگر را مي شناسند، تخلف در آنها كمتر صورت مي‌گيرد و در اين شهرها امنيت اجتماعي در حد بسيار بالايي است، اما در هم ريختگي فرهنگي كه در آن شهر ايجاد شود همه اين مسائل دستخوش يك تلاطم مي‌شود و متاسفانه دانشگاه آزاد اين كار را انجام داده است.

وي اضافه كرد: دانشگاه آزاد اگر مي‌خواست اين مسائل به وجود نيايد بايد بومي سازي دانشجو را دنبال مي‌كرد و مي‌بايست دانشجويان از همان منطقه جذب مي‌شدند تا مشكلي در بافت فرهنگي شهر بوجود نيايد.

مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران در ادامه تاكيد كرد: چه دليلي دارد در يك شهرستاني كه كل جمعيت آن 50 هزارنفر هم نيست دانشگاهي با ظرفيت 20 هزار نفر در آن احداث شود تا اين فاجعه فرهنگي ايجاد شود.

سليم‌نمين با بيان اينكه، نا همگوني و بي‌انضباطي كه دانشگاه آزاد در شهرهاي كوچك بوجود آورده، تبعات بسيار زيادي را به همراه داشته است، تاكيد كرد: در هيچ جاي جهان اينگونه كه دانشگاه آزاد عمل مي‌كند، عمل نمي‌شود.

وي با بيان اينكه گاهي در يك منطقه‌اي كه هيچ ارتباطي با محيط آن شهر ندارد، شهرك دانشگاهي ايجاد مي‌كنيم كه با فاصله قابل توجهي كه با آن شهر دارد نمي‌تواند تاثير سوء فرهنگي بر آن شهر داشته باشد، تاكيد كرد: هنگامي كه دانشگاه آزاد در شهرهاي كوچك بدون آنكه برنامه‌ريزي براي رفع نيازهاي آن منطقه انجام دهد، دانشگاه‌هايي با وسعت گسترده احداث مي‌كند، فقط و فقط به بافت فرهنگي آن شهر ضربه مي‌زند.

مدير دفتر مطالعات و تدوين تاريخ ايران ادامه داد: اين كار هم سلامت محيط را دستخوش مسائل مختلف مي‌كند و هم مشكلات زيادي را ايجاد مي‌كند، در حالي كه دانشگاه بايد پيوند فرهنگي با مسائل منطقه داشته باشد.

سلمي نمين با بيان اينكه بايد بر اساس نيازهاي منطقه‌هاي مختلف برنامه‌ريزي كنيم؛ اولا نيازهاي منطقه را بشناسيم و بعد هم قابليت‌هاي منطقه را بدانيم بعد با تناسب با اين قابليت‌ها و نيازها برنامه‌هاي دانشگاه را تنظيم كنيم،‌ تاكيد كرد: در حال حاضر دانشگاه آزاد اصلا بر اين اساس عمل نمي‌كند، يعني دانشگاه آزاد اصلا هيچ قاعده‌اي و نظم رادر چارچوب سياست‌هاي توسعه آموزش غالي كشور دنبال نمي‌كند.

وي در پايان گفت: توسعه آموزش عالي كشور بر اين اساس است كه تشخيص داده شود كه در اين منطقه قرار است كشاورزي بشود، بعد بياييم در آن منطقه رشته كشاورزي راه اندازي كنيم، بعد هم متناسب با قابليت‌هاي آن منطقه دانشجو جذب كنيم و دانشجو در همان شهر جذب بازار كار شود كه در اين صورت نه بيكاري بوجود مي‌آيد و نه مدارك كاذب.







یک شنبه 22 فروردین 1389  :: نويسنده : یاران 313
حجت الاسلام و المسلمین حسینیان:
رهيافتهاي منطقي رابطه اخلاق و سياست
حكومت و سياست پيامبر اسلامي در هيچ شأني از شئون خود جدايي اخلاق را از سياست بر نمي تابد زيرا محذورهاي اخلاقي در سياست اسلامي هيچ گاه فداي تحكيم قدرت سياست مداران نمي شود. پرهيزگاري و تقوي قيد اوليه سياست اسلامي است و در اين دستگاه هرگونه ناكامي سياست برخاسته از نا پرهيزگاري اخلاقي تلقي مي شود.

در آمد:
يكي از كهن درين حال جدي ترين مسائل فلسفي سياسي كه ذهن فلاسفه علوم سياسي را به خود مشغول كرده است توجه به تأثير اخلاق در سياست و همچنين تعيين جهت گيري هاي سياسي اجتماعي اخلاقي است. هرچند كه بعضي از متفكرين علوم سياسي (ديدگاه ماكياولي) بر اين مطلب سعي داشته اند كه رابطه اخلاق و سياست را در نظام هاي خلقت به طور كلي منطع و بريده ملاحظه كنند و راهبرد اخلاق وسياستي نامتعالي را به جهانيان اعلام مي نمايد اما ديدگاه هايي تكامل گرايانه و متعالي نيز در اين امر تلا شنموده اند كه بين اخلاق و سياست تعاملي پيوسته بقرار نمايند.
دراين مقاله بر آنيم تاضمن بررسي نحوه ارتباط هاي تصور بين اخلاق و سياست به متكامل ترين نوع رابطه اشاره اي كنيم و در اين رساتا ديدگاه خود را طرح نمائيم.
به طور معمول در ابتدا به تعريف واژگان اخلاق و سياست پرداخت مي شود تا ضمن بررسي مفهوم اين دو واژه و همچنين واژه گان كليدي موثر در تبييعن موضوع مانندواژه هنجاري، نظام هنجارها، اخلاق تكاملي و سياست تكاملي، حاكميت،  ... نحوه تأثير گذاري و تأثير پذيري اين دو واژه نيز روشن شود.
قبل ازورود به بحث پيرامون چيستي واژگان اخلاق و سياست و نحوه ارتباط آن دو، چالشي هاي انديشه اي و عين پيش و در نظام سياسي جامعه اسلامي بحث از ضرورت و چرايي تبيين رابطه اخلاق و سياست ما را با خلاء ها و موانع موجود در جامعه بيشتر آشنا مي سازد، هر چند كه منشأ پيدايش اين تلقي از اخلاق و سياست حاصل نفوذ ديدگاه ماكياولي و به دنبال آن مكاتب مادي سكولاريستي است كه عملا حوزه اخلاق را صرفا در عرصه اخلاق فردي و درون گرايانه محصور و محدود مي نمايد و فرآيند اخلاق اجتماعي و حضور اخلاق در عرصه هاي برون گرايانه و سياسي، فرهنگي و اقتصادي را بر نمي تابد.
الف: ضرورت، بحث از ضرورت تبيين اين رابطه در راستاي توجه به سه اصل صورت مي پذيرد:
-1 به طور مسلم ارزش زدايي سياست و همچنين سياست ارزش زدا شده و به طور مطلق در هيچ جامعه اي كه ادعاي رسيدن به كمال اجتماعي و فردي را دارد ميسور نيست چرا كه بينش اخلاقي  ـ سياسي مدرنيستي كه از كتاب «شهريار» سرچشمه مي گيرد و تحت عنوان سياسيت طبيعي اخلاق طبيعي و سياست و اخلاق ماكياوليستي جريان يافته   نه تنها نتوانسته به عنوان يك سياست خنثي، و بي طرف وارد عرصه مطالعات علمي سياست اجتماعي شود بلكه با رويكردي كاملا مادي گرايانه با شعار سياست زدايي اخلاقي ، اخلاق خاصي را در عمل از طريق سياست وارد عرصه فرهنگ اجتماعي نمايدو ارزش هاي هژمونيك و سلطه جويانه را در جامعه تزريق كند، از اين رو بر انديشمندان سياسي واضح و روشن است كه اين تفكر به خودي خود و به صرتواقع بينانه نمي تواند هويتي مستقل از اخلاق داشته باشد و تمام كساني كه ادعاي اصلاح گري جامعه سياسي را داشته اند به طور ناخود آگاه يا خود آگاه فرآيندي اخلاقي را در جوهره و جهت گيري هاي سياسي جامعه اعمال نموده اند.
2ـ اثر بخشي اخلاق در جامعه نيز بدون يك رويكرد سياسي امكان پذير نيست، اخلاقيون و علماء اين فن نيز در صورتي كه معتقد به كارآمدي اخلاق در جامعه و اصلاح رفتار اجتماعي باشند، سياست هايي را به صورت پيدا يا نا پيدا اعمال ميكنند، ترسيم اهداف اخلاقي براي يك جامعه و حتي در عرصه فردي، راهبردهاي كلان و خرد رفتاري را تحت تأثير قرار مي دهد و ميدان عملكرد اجتماعي را بر امور غير اخلاقي تنگ و محدود مي نمايد، تحديد و يا توسعه در يك بستر خاص فرهنگي اجتماعي شكل مي گيرد كه محتواي اخلاقي حدود اوليه تعريف سياست هاي راهبردي را در آن جامعه به چالش مي كشد.
جريان بخشي هر گونه اخلاق متالي و يا مادي اومانيستي و يا اخلاق هژمونيكي و تنازعي و سلطه جويانه ويا اخلاق تك ساحتي ماترياليستي در جامعه از مسير سياست گذاري هاي اجتماعي در ابتدا و اعما سياست هاي گزينش شده عبور مي كند.
متخلقين به اخلاق تكاملي (وحياني) و يا غير متكامل و تناقصي (مادي به لحاظ احساس، پا را از عرصه درون گرايانه فراتر گذاشته و به طور قطع در ميدان ها و عرصه هاي اجتماعي حضور پيدا خواهند نمود. اين حضور از آن جهت كه حاوي پتانسيلاخلاقي است به طور ناخود آگاه منشأ پيدايش جاذبه اي اجتماعي شده و تعلقات اجتماعي كه اساس شكل گيري قدرت در جامعه است حول محور آنان شكل نامرئي به خود مي گيرد، هرچند كه خود علماء اخلاق از اين تأثير گذاري و پيامدهاي حضور خود در جامعه بي اطلاع مي باشند حضور اجتماعي اخلاق به عنوان منشأ پيدايش قدر اجتماعي به طور طبيعي رويكرد سياسي به خود مي گيرد، و بالاضطرار چنين پتانسيلي بايد در مقابل مواضع سياسي غير همساز و هم جهت با مباني اخلاقي خود موضع گيري نموده و وارد عمل شود و چه بسا اين درگيري و تضاد اجتماعي به تدريج به كشاكش هاي متنوع منجر خواهد شد.
3ـ تجلي نجات بخش اسلام در پرتو اخلاق نبوي از نمونه هاي بارز حضور اخلاق در صحنه هاي سياسي و اجتماعي است تا آنجا كه بنياد حاكميت ديني را در حكومت اسلامي صدر اسلام برخاسته از عنصر اخلاق پيامبرگرامي اسلامي (ص) دانست، يعني به عنوان يكي از عوامل شكل گيري حكومت صدر اسلام مي توان از عنصر اخلاق نام برد. كه از ريشه ترين محور هاي شكل گيري قدرت در نظام نو بنياد اسلامي است.
با اندك تأملي در سيره نبوي و همچنين ائمه اطهار عليهم السلام شاكله اصلي اخلاق اسلامي گريز از اخلاق رون گرايانه صرفا فردي است بدين گونه مي توان كليه فعاليت هاي سياسي پيامبر (ص) را برخاسته از بنياد اخلاقي حضرت اش وجلوات ظهور و كرامات نفساني آن دانست.
حكومت و سياسيت پيامبر اسلامي در هيچ شأني از شئون خود جدايي اخلاق را از سياست بر نمي تابد زيرا محذورهاي اخلاقي در سياست اسلامي هيچ گاه فداي تحكيم قدرت سياست مداران نمي شود. پرهيزگاري و تقوي قيد اوليه سياست اسلامي است و در اين دستگاه هرگون ناكامي سياست برخاسته از نا پرهيزگاري اخلاقي تلقي مي شود.
نمونه هاي بارز ظهور و بروز اخلاق در مواضع سياس و  حكومتي ائمه اطهار عليهم السلام روشن و مبرهن است، آن جا كه امير المؤمنين عليهم السلام در ابتداي حكومت و رسدن به قدرت با معاويه به عنوان يك رقيب سر سخت حاضر به هيچ گونه تعامل ديپلماسي نيست، آنجا كه حضرت در برخورد با عمر و عاص به خاطر آن عمل ناشايست چشم فرو مي بندد و كريمانه عبور مي كند.آن جاكه مسلم بن عقيل نماينده حضرت ابا عبدالله الحسين (ع) در كوفه با ابن زياد د رمنزل هاني بن عروه آن گونه برخورد مي كند و صدها نمونه هاي تاريخي ديگر حاكي از پيوند ناگسستي بين اخلاق و سياست در نظام سياسي اسلام است.
ب: چيستي و ماهيت:
صحبت ازچيستي و ماهيت رابطه اخلاق وسياست نايمند روشن شدن هره فراتر بنياد هستي يا چرايي، ماهيت هر يك از آنهاست قبل از پرداخت به ماهيت رابطه واژگان اخلاق و سياسيت را مورد بررسي قرار مي دهيم به طور طبيعي آناليز واژگان اخلاق وسياست واژگان اخلاق و سياست را مورد بررسي قرار مي دهيم به طور طبيعي آنليز واژگان اخلاق و سياست را گاشي ما در تبيين رابطه آن دو وچگونگي آن مي باشد.
1ـ مفهوم اخلاق:
اخلاق جمع خلق و به معناي نيرو و سرشت باطني انسان است كه تنها با ديده غير ظاهر قابل درك است. در مقابل خلق به شكل و صورت محسوس و قابل درك با چشم ظاهر گفته مي شود  اين نيرو و سرشت باطني را مي وان همان حالت نفساني و صفت را سخي ناميد كه عكس العمل هاي انسان را در مواضع مختلف به طور ناخود آگاه تعيي مي كند. عومل مختلف در پيدايش و شكل گيري و تكامل اين حالت نفساني نقش دارند از جمله مسئله وراثت، تكرار و تمرين در كتب اخلاقي مورد تأكيد قرار گرفته است تا در صورتيكه فردي بخواهد به كمالات نفساني دست يابد با پشتكار تلاش اين مكان در همگان وجود دارد، مهمترين عامل اثر گذار در شكل گيري و صفات دروني انسان ايمان و ارادهو مراتب تولي فرد است كه به تدريج سبب راسخ شدن اخلاق در فرد و جامعهاست.
اين صفت راسخ دروني ممكن است فضيلت و منشأ رفتار خوب باشد ويا رذيلت و منشأ كردار زشت.
1/1 ـ اخلاق فردي:
پيوستگي رفتار انسان و اخلاق «فضيلت و يا رذيلت» امري روشن و بديهي است تا آن جا كه هرگونه رفتاري جلوه و نموده از يك ويژگي اخلاقي است. هر چند كه اين رابطه بين اخلاق و رفتار در فرد به هگونه اي تعامل دو سويه دارند. همان گونه كه رفتار انسان متأثر از اخلاق و حالات راسخ نفساني و دروني است رفتار نيز به گونه اي مي تواند عامل راسخيت و نهادينه شدن يك وصف در درون انسان شود تكرار و عاداتي كه از طريق تمرين هاي عملي در نفس راسخ مي شود بيانگر حالت تأثر پذيري نفس از رفتار بيروني انسان است، و اين گام در ارتباط درون وب يرون است.
2/1ـ اخلاق اجتماعي:
از آن جاكه اخلاق با طرز رفتار انسان سر و كار دارد وبايد ها و نبايد هاي ارزشي را مشخص مي كند در بعد اجتماعي نيز اخلاق و ارزش اجتماعي «بايد ها» و «نبايدهاي» اجتماعي را به صورت «قانون» مشخص مي كند. از اين رو تفاوتي بين اخلاق فردي و اجتماعي در تعيين جهت گيري و خط مشي هاي  كلي و استراتژيك نيست زيرا در جامعه نيز بايد ملاكي حاكم باشد تا مطلوبيت ها و عدم مطلوبيت ها را تعريف كند، تدرست و نادرست را بشناسد و در راه تحصيل آن بكوشد.
فرد همواره در جامعه تأثير گذار و از آن نيز متأثر است، قوانين اجتماعي كه نمود عيني و تجسم اخلاق اجتماعي است و درتعيين حد و رفتار فرد در جامعه تاثير جدي و بسزا دارد  در اين مسير جامعه بستري براي اخلاق فاضله و يا رذيله است. و در عين حال نيز يك فرد داراي فضايل اخلاقي وارسته مي تواند مي تواند زمين تحولات و دگرگونيها و انقلاب هايي رادر جامعه به وجود آورد. اين تعامل و پيسوتگي تنگاتنگ بين فرد و جامعه مي تواند عامل اصلي ايجاد شبك هاي هنجاري در جامعه باشد البته مناط اصلي هنجاري بين فرد و جامعه هم سو بودن اخلاق در فرد و جامعه است كه اين همسويي برخاسته از نظام تولي و ولايت در جامعه مي باشد.
يعني اراده هاي اجتماعي درصورتي كه حول محور ولايت الهيه شكل گيرند محور هماهنگ سازي اخلاق اجتماعي العي بودن آن است، در اين كنش و واكنش تنها عامل ناهنجاري اجتماعي خروج از ولايت الهي و تولي به ولايت غير الهي است.
ب: سياست:
دانشواژه (سياست) (polotics) از واژه يوناني «پوليس» (polis  = شهر) گرفته شده است، انسان به حكم physis موجودي است كه براي زندگي در Polis آفريده شده است   در واقع سياستدر معناي يوناين علم حكومت بر شهر بود اين معنا را سي لي مطرح كرده و سياست را علم شهرها ناميده است.  علم حكومت بر شهر به معناي علم اداره جامعه به شيوه اي مناسب است از اين رو حاكمان را سياستمداران ناميده اند.
از آن جا كه علم سياست به بررسي و تحلي لجنبه هاي سياسي پديده هاي اجتماعي نظر دارد تحليل هاي سياسي به انسان كمك مي كند تا روابط بين پديده ها رادر جهان پيرامون بهتر بشناسد و در نتيجه مواضع مناسبي را اتخاذ نمايد.
عده اي مركثر ثقل تحليل و بررسي علم سياست را دولت State مي دانند، نظر عده اي ديگر آن است كه علم سياست با حكومت Government سروكار دارد. گروه سوم تلفيقي از اين دو نظر را مي پذيرند مانند پل ژات ، متفكر و محقق فرانسوي كه مي گويد علم سياست آن بخشي از علوم اجتماعي است كه درباره بنيادهاي دولت و اصول حكومت بحث و بررسي مي كند.
عمده بحث در واژه سياست بررسي بنياد سياسيت كه بعضي از محققان غربي مانند هارولد لاسول    جارل مريام  ماكس وبر  برتراند راسل  وقدرت را مفهوم اساسي و زيربنايي سياست معرفي نموده اند.
واژه قدرت از واژه سياسي غير قابل انفكاك است زيرا  به هر حال سياسيتمدار به دنبا لاعمال نفوذ خود است كه بدون قدرت معنا ندارد، بنياد شكل گير قدرت نيز در نظام سياسي  بر پايه تمايلات عمومي و تعلقات و وابستگي هاي افراد جامعه مبتني بر هنجاري هاي اجتماعي است كه در اين شكل گيري و اخلاق اجتماعي سهم بسزايي را ايفا مي كند. تقوم مفهوم قدرت به سياست در صورتي كه جهت اخلاقي صحيحي، را دنبال مي كند قدرتحاصله قدرتي مشروع و صحيح خواهد بود ودر غير اين صورت قدرت صرف به حاكميت استبداد وسيطره كه آن نيز حاكميت گونه اي از اخلاق استكبار است منجر خواهد شد.
ج: رابطه اخلاق و سياست:
چنان كه در بخش هاي پيشين هاي نيز گفته شد بين دو مقوله «سياست» و اخلاق ارتباطي تنگاتنگ وجود دارد و به هيچ عنوان نمي توان ييك را بدون ديگري توصر نمود، مادر اين مقاله در بخش چگونگي ارتباط تئوري ها ونحوه هاي مختلف ازارتباط تئوريها ونحوه هاي مختلف از ارتباط را مورد تجزيه و تحليل قرار مي دهيم.
حضور اخلاق درفرآيند سياست كشور به عنوان يك اصل مسلم از دير باز مدنظر فلاسفه اخلاق و همچنين سياست مداران بوده است. نتايج عملي گسترده اي كه در ارتباط اخلاق و سياسيت ملاحظهمي شود وپايبندي و عدم پايبندي دولت را به اصول اخلاقي معين مي كندهرگونه انتظار تعهد دولت به رعايت حقوق و تكاليف و ارزشهاي اجتماعي و اخلاق لازمه اعتقاد به ارتباط دائمي و مستحكم اين دو مفهومدر عرصه حيات اجتماعي بشر است.
1ـ پيشينه:
از دير باز فلاسفه اخلاق و علوم سياسي به ارتباط و نحوه و چگونگي ارتباط اخلاق و سياست بوده اند و بدين ترتيب در آثار علمي خود آثار تأثيرگذاري و تأثيرپذيري اين دو واژه به خوبي روشن است.رابطه بين قانون و اخلاق در زندگي گروهي اوليه به صورت عرف و يا آداب و رسوم اجتماعي متداول بوده است. هرچند كه با پيشرفت تمدن بعضي منافع فرد و گروه به تضاد كشيده مي شود و منجر به شكل گيري اخلاق فردي (يا وجدان) و يا اخلاق عمومي (قانون) مي شود اما اين تعارض به تدريج به  توسعه انديشه هاي اخلاقي و فراگير شدن آن به صورت قانون در جامه ظهور و بروز پيدا مي كند.
مثال ديگري از يك رهيافت اخلاقي كه از مسائل علم سياست باشد مفهوم حقوق طبيعي است كه دو هزار سال بر تفكر سياسي غرب مسلط بود و معيار ارزيابي قوانين موضوعه دولت به شمار مي رفت.
متفكران سياسي اروپايي عهد باستان و سده هاي ميانه اخلاق را پيش در آمد جدايي ناپذير مطالعات سياسي مي دانستند، افلاطون، سياست را جزئي از اخلاقيات مي دانست. از نظر ارسطو، كه علم سياست را ارباب علوم مي دانست، هدف دولت علمي كردن زندگي خوب است.
در سراسر سده هاي ميانه در اروپا، دين و الهيات بر مطالعه سياست مسلط بود. پس از اين دوره همه متفكران مكتب ايده آليستي نظريه سياسي جدي مانند روسو، كانت، هگل دولت رانهادي اخلاقي ميدانستند كه از رشد اخلاقي انسانها جدايي ناپذير است.
با توجه به سوابق طولاني و عميق پيوند اخلاق و سياست چه در نزد فلاسفه مغرب زمين همچون روسو ، كانت ، هگل و... و همچنين فلاسفه مشرق زمين مانند فارابي و خواجه نصير مسئله تفكيك اخلاق از سياست ويا سياست از اخلاق امري محال به نظر مي رسد هرچند كه ديدگاه ماكياولي دو كتاب شهريار خود سعي بر تفكيك وانقسام اين دو واژه از يكديگر دارد كه مورد ارزيابي قرار خواهد گرفت.
رهيافت هاي تعامل اخلاق و سياست:
در اين بخش نحوه ارتباط و تعامل دو واژه و اخلاق و سياست مورد دقت قرار خواهد گرفت و از اين رهگذر ديدگاه ها نيز بررسي مي شود.
1ـ نظريه تفكيك اخلاق از سياست (ديدگاه ماكياولي(
هر چند قائلين اين نظريه خود معتقدد به نوعي اخلاق مصلحت گرايانه ونسبي گرايانه مي باشند اما در ابتدا كه اين ديدگاه توسط ماكياولي در كتاب شهريار خود مطرح شده توصيه هاي صريح و بي پرده وي در مورد اخلاق زدايي در عرصه سياست عده اي را بر آشفت و عده اين نيز به نقد آرء وي تحت عنوان «رد بر ماكياولي» پرداختند.
ايشان معتقد است براي اشراف و تلسط امل در امور سياسي و دولت داري بايستي از پاره اي از اصول اخلاقي كه در تعارض جدي با اهداف مصلحت گرايانه دولت و حكومت است دست شست و عملا حقايق را پنهان داشت تا آن جا كه هرگونه ورود به صحنه ها و اقدامات سياسي به صورت عملي با اخلاق ستيزي و بي اعتنايي به فضايي اخلاقي توأمان است.در اين ديدگاه حفظ قدرت در عرصه سياست بالاترين هدف يك سياستمدار با تجربه و كاركشته است كه بايد با تدبير ودل كاري به توسعه قدرت نيز دست يازد.
محوريت قدرت در عرصه سياست به طور طبيعي فرهنگي و اعتقادات اجتماعي را تحت تأثير خود قرار خواهد داد تا آن جا كه مي توان گفت اين نظر گاه مجر به شكل گيري اخلاقي متلون و همسان و هم جهت با نيازها و اهداف سياسي جامعه مي شود.
در اين ديدگاه تمسك به هرگونه ارمان گرايي اخلاقي در عرصه سياست امري نادرست و خلاف واقع است. چرا كه در واقعيت زندگي قدرت گرايي حرف اول را مي زند و همواره قدرتهاي بزرگدر عرصه اجتماعي توانسته اند بدون هيچقيد و بندي اخلاقي نفوذ و سلطه خود را حفظ كنند و به حيات خويش ادامه دهند.
ماكياولي گرچه اخلاق را در زندگي فردي جزء موارد ضروريشمرده و پايبندي به آن رامحترم مي داند اما مقيد بودن به آن اخلاق (هرچند اخلاق فردي) در عرصه سياست براي شهريار امري خطرناك است. او مي گويد هر كه بخواهد در همه حال پرهيزگار باشد در ميان اين همه اهل ناپرهيزگاري سرنوشتي جز ناكامي نخواهد داشت از اين رو شهرياري كه بخواهد شهرياري را از كف ندهد مي بايد شيوه هاي ناپرهيزگاري را بياموزد و هركجا كه نياز باشد به كار ببندد.
نقد و نظر:
پيوند ناگسستني اخلاق و سياسيت در عرصه جامعه فرض هرگونه تفكيك را غير ممكن و نزديك به محال مي نمايد. چنان كه قبلا نيز بين گرديد اين دو واژه آن چنان به هم پيوسته و در هم تنيده اند كه تنها در يك ديدگاه انتزاعي صرف مي توان فرض جداي اين دو حوزه را از يكديگر بيان كرد، لذا پيامد عيني نظريه شهريار ماكياولي در موضوع سياست منهاي اخلاق چيزي جز تحصيل اخلاق نسبي گرايانه و استيلا جويانه نخواهد بود والا در تمامي مكاتب حكومتي دموكراتيك نيز رعايت مصالح و منافع عمومي جامعه اولين شاخص اعمال قدرت و يكي از ارزشهاي لازم الرعايه در سياست است.
لذا به گفته كاتلين بدون اخلاق بنياد سياست بر آب است  نظريه اخلاق بدون نريه سياسي ناقص است. زيرا انسان آفريده اي اجتماعي واست و در تنهايي نمي تواند زيست كند. نظريه سياسي بدن نظريه اخلاقي بي ايه است زيرا بررسي و نتايج آن در اساس به ارزشهاي اخلاق ما به درك و تصور ما از درست و نادرست بستگي دارد.
2ـ نظريه حاكميت مطلق سياست بر اخلاق:
رويكردكالي حاكميت مطلق سياسيت بر اخلاف مي تواند در دو لوه اجتماعي ظهور و بروز پيدا كند جلوه اول اين ديدگاه محصول نگرش مكتب ماركيستي به جامعه و تاريخ است بر اسا اين آموزه اخلاق و ديگر مظاهر اجتماعي تابع بي قيد وشرط سياست و فعاليت هاي انقلابي و جويانه قرار مي گيرد و هر طرف كه ارابه سياست تحميل كن مصلحت و ارزش در آن قرار مي يابد هيچگونه استقرا و ثبات اخلاقي را بين دو مرحله از منازعات طبقاتي مي توان تصور نمو بلكه همواره درگيري ها و تضاها تعيين كننده هت اصلي حركت در جامعه بوده، و تمامي ارزشها در پروسه توليد تعريف و معنا مي شود و پروسه توليد نيز در محدوه جامعه مشروعيت دارد و ملاك خارج از جامعه هدايت آن را بر عهده ندارد هرچه هست در درون جامعه معنا دارد.
جلو دوماين ديدگاه محصول نگرش مكتب اومانيستي غرب گرايانه است. رهيافت اصلي اين دديگاه نيز مانند مكتب ماركسيست لينينيستي شرق توجه به مسئله اقتصاد و رشد ناخالص ملي است كه فرآيند آن به توسعه اقتصادي مي انجامد و شايد تفاوت عمده آن در توجه به ابزار توليدي در بلوك شرق و ابزار تولدي در بلوك غرب باشد، محصول نگرش ايندو و ديدگاه به اخلاق نگاهي صرفا ابزاري است كه اهداف توليد را بر مي تنابد و براي رسيدن به آن اهداف به شرط قاطعيت و مفديت هر وسيله اي مشروع خواهد شد.
نقد و نظر:
البته طرح ديدگاه فوق كه تا مدتي تحت عنوان مكتب نجات بخش بشريت بلوك شرق را به خود مشغول كرده بود بعد از مدتي فرو پاشي اكنون نيز با جلوه اي ديگر علم نسبي گرايي اخلاقي   رادر بلوك غرب برافراشته و تحت شعار اصلات انسان تمام هويت انساني يعني اخلاف رابه باد فنا گرفته است، نسبي گرايي اخلاقي بهمعناي تبعيت متغير هاي اخلاقي و بنيادهاي هنجاري از وضعيت متغير زيستي فرد و يا تابعي از اوضاع متغير سياسي اجتماعي و يا تابعي از وضعيت رواني متغير فرد به معناي نسبيت گرايي ذوقي يا اگزيستانسياليستي و يا تابعي از آداب و رسوم جامعه و... به هر معنا كه مورد نظر باشد ما را در دامن پيامدهاي سوء نسبي گرايي و هرج  مرج ، سلب مسئليت، نفي هدف داري و كمال خود خواهي و ايجاد شكاكيت اخلاقي و بالاخره تساوي فضيلت و رذيلت در جامعه رهنمون خواهد شد.
3ـ نظريه حاكيم مطلق اخلاق بر سياست:
در اين ديدگاه سنت گرايانه سعي بر حاكميت علي الاطلاق عقايد و اخلاقيات بر جهت گيري هاي سياسي و مواضع اجتماعي بدون لحاظ مصالح و منافع كل گرايانه است.در اين رهيافت بدون توج به مسئوليت هاي اجتماعي و شرايط و وقاعيت هاي عيني و محدوديت هاي جغرافيايي سعي شده يك سري احكام اخلاقي كليشه اي و آرماني را بر شرايط اجتماعي تحميل نموده و همگان را ملزم به تبعيت از آن رهنمودهاي اخلاقي كرد. سنت گرايي متحجرانه در اين ديدگاه مانع اسياسي رشد مفاهيم اخلاقي شده و هيچ گونه تغيير وتحول را در موضوعات و مسائل واحكام اخلاقي برنمي تابد.
چنين ديدگاه والي گرايانه ضمن ارج نهادن بر سنت هاي اخلاقي به طور مطلق همگان را به تبعيتبي چون و چرا از الگوهاي اخلاقي گذشته فرا مي خواهند و هرگونه تعدي از آن مسير ضد ارزقي تلقي مي شو در اين ديدگاه سياست امري صرفا اعتباري است و به اعتبار سياستمدار بستگي تام دارد وقابل تغيير است.
نقد و نظر:
شايد بتوان اين ديدگاه را ديدگاه درون گرايانه صرف معرف يكرد ديدگاهي كه در ارائه الگوهاي اخلاقي خود صرفا به دنبال بيان رابطه يك طرفه است، رابطه اي كه از درون به بيرون امتداد مي يابد نه بالعكس، لذا در تعريف و شناسايي مفاهيم ارشي و اخلاقي نيز صرفا يك جانبه گرا و تك ساحت ياست، چنين اخلاقي كه بي شباهت به اخلاق ارتدكس كليساي مسيحي قرون وسطي نيست تمامي سيعي و تلاش خود رادر هم گام نمدن شرايط پويايي اجتماعي با قوانين اخلاقي سنتي ونارسا مي نمايد. اين ديدگاه پيامدهايي را به طور طبيعي به دنبال دارد:
اولا: به دليل نارسايي قوانين اخلاقي سنتي هم پوشاني آن نسبت به قواني اجتماعي و پويان با ترديد جدي روبرو است.
ثانيا: رشد و پويايي و تحولات اجتماعي به تدريج ميدان را براي مدريحت اخلاقي سنتي و نارسا محود كرده و به جايگزيني اخلاق مدرن مبتني بر نيازهاي معين و واقعي مي پردازد.
ثالثا: پيدايش هرگونه دوگانگي در اخلاق سنتي و مدرن به تدريح زمينه رابراي انقطاع نسل جديد از نسل قديم فراهم مي كند و اين انقطاع نسلي آفت عمده جوامع سنتي و مدرن استو ممكن است به منسوخ شدن كامل اخلاق سنت گرايانه منجر گردد.
4ـ نظريه تعامل دوسويه اخلاق و سياست:
به دنبال بررسي نظريه ها وديدگاه هاي متفاوت شايسته ترين ديدگاه كه گويا ارتباط اخلاق و سياست است را مورد بررسي قرار مي دهيم، در آمد اين نظريه مبتني بر پيوند اخلاق بردي و اجتماعي است كه ذيلا بر آن پرداخته مي شود.
مقدمه:
تفكيك دو عرصه فرد و جامعه بعضي از فلاسفه اخلاق را بر آن داشته است كه به تناسب حكم و موضوع حخيطه اخلاق فردي را از محدوده اخلاق اجتماعي جدا كنند هرچند كه هم ادر عرصه فرد و هم در عرصه اجتماع قائل به حضور اخلاق در تصميم گيرهاي سياسي  مي باشند اما بعضي احكام اخلاق فردي بالمطابقه قابل تطبيق بر اخلاق اجتماعي نيست مانند روحيه ايثار كه در فرد داراي مصداق اما در جامعه داراي مصداق نيست يعني جامعه نمي تواند همه هويت خود را به جامعه ديگر پيشكش نمايد با توجه به اين نكته كه موضوعات اخلاق در فرد وجامعه بالمطابقه تحت يك حكم كلي اخلاقي قرار نمي گيرد بايد به دو ملاك اخلاقي براي فرد و جامعه قائل شد. ملاكاخلاقي و ارزشي در جامعه منافع و مصالح اجتماعي و ملاك اخلاق در فرد گذشت و فداكاري و ايثار باشد.
ماكس وبر، جامعه شناس و متفكر قرن بيستم طي خطابه اي معروف به نام (سياست) به مثابه حرفه نظر خود را در باب نسبت اخلاق و سياست بيان يم كند. او بر ضرورت اخلاق و سياست اخلاقي تأكيد مي نمايد اما بر آن است كه اخلاق سياسي از اخلاق فردي جداست وي مي گويد:
«اخلاقيات كالسكه اي نيست كه بتوان آن را به ميل و بسته به موقعيت براي سوار يا پياده شدن متوقف ساخت  با اين حال بر اين نكته اصرار دارد ك ما داراي دو نوع اخلاق عقيدتي و اخلاق مسئوليتي هستيم. در سياست تنها مي توان اخلاق مسئولتي را به كار بست زيرا در آن سازش ميان اخلاق عقيدتي و اخلاق مسئوليتي امكان پذيرنيست.  علت اين ناسازگاري آن است كه اخلاق عقيدتي ومطلق و آرماني است حال آن كه اخلاق مستوليتي مشروط، واقع گرايانه و عيني مي باشد.
4/1ـ پيوند اخلاق در فرد و جامعه:
با توجه به مقدمه ذكر شده دغدغه اي كه فلاسفه اخلاق در پيوند اخلاق و سياست داشته اند و گويا تفاوت عمده فرد و اجتماع است دوگانگي در تشخيص ملاكات اخلاقي و معيارهاي ارزش گذاري در فرد و جامعه است.
شايد همين دوگانگي سبب شدهاست كه بعضي حكم به جدايي اخلاق از سياست داده و بعضي نيز سعي بر تطبيق اخلاق فردي بر سياست هاي اجتماعي نموده اند.
چالش عمده پيش رو ارائده يك ملاك واحد مبتني برمفاهيم اخلاقي ديني در فرد و جامعه است. چون فرد هيچ گاه از جامعه نمي تواند جدا و منفك فرض شود و جامعه نيز مبتني و متقوم بر حضور فرد است. بنابر اين جامعه و فرد يك واحد يك پارچه اند كه داراي وحدت تركيبي اند.  هر چند كه فرد از جامعه هويت استقلالي نيز دارد اما  پيوستگي و تعامل فرد و جامعه آن دورا به سمت وحدت رهنمون خواهد شد.
در اين ديدگاه نه فرد جداي از جامعه و نه جامعه جداي از فرد قابل فرض نيست، در عين حالي كه فرد در درون جمع نيز مي تواند به نسبت استقلال خود رانيز حفظ كند، يعني عدم قابليت تفكيك فرد از جامعه به معناي حاكميت جبري جامعه بر سرنوشت فرد نيست از ديگر سو جامعه نيز به عنوان يك وحدت تركيبي داراي هويت مستلقه، اراه و قدرت فاعليت است.
اين پيوستگي مدام فرد و جامعه با حفظ استقلال، در اخلاق فرد و جامعه نيز وجود دارد از اين رو ملاك حاكم براخلاق فردي هرچند كه عين ملاك حاكم بر اخلاف اجتماعي نباشد اما از يك وحدت تركيبي و تقوم نسبي برخوردار است، يعني ملاكي كه قدرت پوشش اخلاق فردي به معناي باورهاي ديني واخلاق مدني به عنوان توجه به منافع و ارزشهاي ملي و كل گرايانه داشته براساس چنين ملاكي ارزشهاي اخلاقي جامعه بهترين و شيواترين ملاك راي حسن اداره جامعه تلقي مي شود و هرگونه سياست گذاري مي تواند با توجه به احخلاق مسؤليت ساز با اخلاق عقيديت و آرماني خود گره خورده و هردو پاسخگوي يك واقعيت عيني باشند.
فرضيه ما در ارائه ملاك توسعه در آن است به نظر مي رسد مي توان با تركيب نمودن واژه كار آمدي» به اخلاق ميدان عملكرد اخلاق را از عرصه محدود فردي به صحنه هاي اجتماعي و سياسي وارد نمود، يعني ارزش هاي اخلاقي داراي هويتي دو سويه هستند يك سو مبتني بر مفاهيم و ارزش هاي وحياني و بر خواسته از منابع غني اسلام ناب است كه پايه مشروعيت آن وصف اخلاقي استحكام مي يابد و از ديگر سو توجه به كاركرد ميزان تأثير و كار آمدي آن نيز در جامعه مي تواند بر استحكام و مشروعيت اين اصل اخلاقي بيفزايد.
همراهي و همگامي «مشروعيت» و «كارآمدي» مي تواند علاوه بر رعايت صحت يكفعل اخلاقي به ميزان تأثير گذاري آن در جامعه نيز توجه نمود و در صورتي كه واقعيت هاي عيني اين امكان را به وجود نياورده باشند كه آ، اخلاق در جامعه جاري شود جريان چنين وصف اخلاقي در چنين شرائطي عملا امكان پذير نيست.لذا بايد از فعاليت و تلاش يك سونگر و تك ساحتي پرهيز نمود.
شايد بتوان دمنه مباحث نقش و تأثير زمان ومكان در اجتهاد و يادر اجراي احكام اسلام را تا مباحث اخلاقي و ملاكات آن  نيز تسري داد. ميزان قدرت، امكان وكارآمدي سياسي يك وصف اخلاقي يك پايه صحت و ملاك مشروعيت ريان آن وصف اخلاقي در جامعه است.
2 /4ـ لزوم حضور كل گرايانه اخلاق در جامعه
حضور اخحلاق جامعه تنها منحصر به فعاليت هاي سياسي اجتماعي نيز نمي باشد بلكه اخلاق چتر گسترده اي بر همه شئون اجتماعي دارد كه يكي از آنها سياست است، از شئون ديگرحضور اخلاق هم طراز با سياست مسئله مهم اقتصاد ويا مسائل فرهنگي جامعه است كه اخلاق ازآن اوصاف نيز قابل انفكاك نيست. با توجه به حضور همه جانبه اخلاق در جامعه ملاك صحت ارتباط اخلاق با ويژگيها و اوصاف اجتماعي حضور كل گرايانه و هماهنگ آن است. بر خلاف حضور تورمي كه ممكن است، به دلائل مختلف دلائل مختلف در بعد سياسي دامنه وسيعي را به خود اختصاص بدهد اما كمرنگ ترين حضور رادر عرصه هاي فرهنگ ويا اقتصاد داشته باشد.
در چنين فرآيندي كه منجر به حضور نا متعادل اخلاق در عرصه جامعه است، نظام اجتماعي دچار عدم تعدل شده و روحيه تك ساحتي در نهايت جامعه را به سياست هاي تنازعي و سيطره طلبانه استبدادي رهنمون خواهد شد، بنابراين اصل هماهنگ سازي و ايجاد تعادل در ابعاد جامعه (سياست، فرهنگ، اقتصاد) و حضور متعادل اخلاق در اين ابعاد اصلي مسلم و فراگير است كه مي تواند ضامن ثبات و استحكام و تداوم نظام اسلامي و مانع نفوذ هرگونه دسيسه از ناحيه دشمنان بيروني گردد










( کل صفحات : 24 )       10   11   12   13   14   15   16   17   18   19   >